معنی ۱neutral · 86%
دارای طولی بیشتر از عرض، معمولاً با محیطی مستطیلی یا بیضیشکل.
مثالهای طبیعی
We chose an oblong table for the dining room.
برای اتاق غذاخوری میزی کشیده انتخاب کردیم.
Draw an oblong outline beside the circle.
کنار دایره، طرحی کشیده بکش.
The flower bed was oblong rather than square.
باغچهٔ گل کشیده بود، نه مربعشکل.
نکتهٔ کاربردی
oblong بیشتر برای شکلها و اشیا به کار میرود و معمولاً از آن صورت مقایسهای نمیسازند.
