واژه یا عبارتی بسیار توهینآمیز، بهویژه بهدلیل محتوای صریح جنسی.
مثالهای طبیعی
He shouted an obscenity during the argument.
او وسط بحث، ناسزایی رکیک فریاد زد.
The routine contained several obscenities.
آن برنامهٔ نمایشی چند عبارت رکیک داشت.
An obscenity appeared on the school wall.
روی دیوار مدرسه عبارتی مستهجن نوشته شده بود.
نکتهٔ کاربردی
obscenity از یک حرف معمولیِ بیادبانه زنندهتر است؛ قضاوت دربارهٔ آن میتواند به بافت بستگی داشته باشد.
