برایِ جلبِ رضایتِ فردی قدرتمند، بیش از حد چاپلوسی و فرمانبری میکند.
مثالهای طبیعی
The manager surrounded herself with obsequious assistants.
مدیر خودش را با دستیارانی چاپلوس و بلهقربانگو احاطه کرده بود.
Their obsequious greetings made the guests uncomfortable.
خوشامدگوییهایِ متملقانهٔ آنها مهمانان را معذب کرد.
The presenter sounded unusually obsequious when questioning the minister.
مجری هنگامِ پرسش از وزیر، بهطرزی غیرعادی چاپلوسانه حرف میزد.
نکتهٔ کاربردی
به نوکرمآبی و اغلب منفعتجویی اشاره میکند، نه ادبِ معمولی یا همکاریِ محترمانه.
