معنی ۱neutral · 88%
چیزی که میتوان به دست آورد یا تهیه کرد، گاهی فقط با رعایت شرایط مشخص.
مثالهای طبیعی
The medicine is obtainable only with a prescription.
این دارو فقط با نسخهٔ پزشک قابل تهیه است.
These records are obtainable through the public archive.
دسترسی به این اسناد از طریق آرشیو عمومی امکانپذیر است.
A revised edition should be obtainable by Friday.
نسخهٔ بازبینیشده باید تا جمعه قابل تهیه باشد.
نکتهٔ کاربردی
obtainable امکان بهدستآوردن را میرساند، نه لزوماً آسان بودن آن را. available در گفتوگوی روزمره اغلب سادهتر است.
