در فهم نکتهای روشن کند بودن، گاهی چنانکه انگار فرد عمداً نمیخواهد بفهمد.
مثالهای طبیعی
He was being obtuse about the obvious conflict.
او دربارهٔ آن تعارض آشکار، خودش را به نفهمیدن میزد.
Her obtuse reply frustrated the whole committee.
پاسخ کندذهنانهٔ او تمام اعضای کمیته را کلافه کرد.
Do not be deliberately obtuse; answer the question.
عمداً خودت را به نفهمیدن نزن؛ جواب سؤال را بده.
نکتهٔ کاربردی
obtuse نامیدن کسی ممکن است توهینآمیز باشد و هم ناتوانی در فهم و هم نخواستنِ فهم را القا کند.
