زمان مشخصی که چیزی در آن اتفاق میافتد
مثالهای طبیعی
I have met her on several occasions.
من چند بار او را دیدهام.
On one occasion, our train was cancelled.
یک بار قطار ما لغو شد.
I remember the occasion very clearly.
آن موقعیت را خیلی خوب به یاد دارم.
نکتهٔ کاربردی
`On occasion` یعنی «گاهی»؛ `on one occasion` یعنی «در یک موقعیت مشخص».

