occupation
C1اسم/US /ˌɑkjəpˈeɪʃən/ äky-əp-ĀSH-ən; UK /ˌɑkjəpˈeɪʃən/ äky-əp-ĀSH-ən/
اشتغال، تصرف، نوکری
JadoLearn Dictionary
معنی occupation به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اشتغال، تصرف، نوکری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سکونت
ثروت، حیازت، ذی
بکار بستن، بکار گرفتن، به کار گرفتن
کارمندی، استخدام، کارگزینی
نامزدی
فراخوانی، فراخواننده
دفتر، منصب، معاونت
صنف، تجاری، تجارت
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.