معنی ۱neutral · 90%
رخ دادن یا اتفاق افتادن، بهویژه بدون برنامهریزی قبلی
مثالهای طبیعی
The accident occurred late at night.
حادثه اواخر شب رخ داد.
Floods often occur after heavy rain.
سیلها اغلب پس از باران شدید رخ میدهند.
The reaction occurs naturally in the body.
این واکنش بهطور طبیعی در بدن رخ میدهد.
نکتهٔ کاربردی
`Occur` رسمیتر از `happen` و فعلی لازم است.
ترکیبهای رایج
— بهطور طبیعی و بدون ایجاد مصنوعی رخ دادن

