معنی ۱neutral · 86%
مربوط به اقیانوس، بهویژه آب، اقلیم یا ویژگیهای طبیعی آن.
مثالهای طبیعی
Oceanic currents influence temperatures along the coast.
جریانهای اقیانوسی بر دمای نواحی ساحلی اثر میگذارند.
The exhibit explains oceanic ecosystems.
این نمایشگاه بومسازگانهای اقیانوسی را توضیح میدهد.
Oceanic air brought mild weather to the island.
هوای اقیانوسی آبوهوای معتدلی را به جزیره آورد.
نکتهٔ کاربردی
oceanic معمولاً پیش از اسم در بحثهای جغرافیا، آبوهوا و محیطزیست میآید.
