معنی ۱formal · 89%
مربوط به چشمها یا بینایی.
مثالهای طبیعی
The patient reported mild ocular discomfort after surgery.
بیمار پس از جراحی از ناراحتی خفیف چشم شکایت داشت.
Protective glasses can prevent some ocular injuries.
عینک محافظ میتواند از بعضی آسیبهای چشمی پیشگیری کند.
The doctor checked for signs of ocular inflammation.
پزشک نشانههای التهاب چشم را بررسی کرد.
نکتهٔ کاربردی
ocular در متون پزشکی و فنی رایج است؛ در گفتوگوی روزمره، eye معمولاً طبیعیتر است.
