معنی ۱neutral · 86%
بو، بهویژه بویی مشخص و محسوس که اغلب ناخوشایند است.
مثالهای طبیعی
A strange odor came from the kitchen sink.
بوی عجیبی از سینک آشپزخانه میآمد.
The milk had a sour odor.
شیر بوی ترشی میداد.
The detergent removed stubborn odors from our clothes.
مواد شوینده بوهای ماندگار را از لباسهایمان زدودند.
نکتهٔ کاربردی
odor املای آمریکایی و odour املای بریتانیایی است. این اسم برای بویی مشخص معمولاً قابلشمارش و برای بو بهطور کلی گاهی غیرقابلشمارش است.
