معنی ۱neutral · 86%
فاقد بویی که انسان بتواند تشخیص دهد.
مثالهای طبیعی
Carbon monoxide is an odorless gas.
مونوکسید کربن گازی بیبو است.
The new cleaner is nearly odorless.
پاککنندهٔ جدید تقریباً بیبو است.
She chose odorless paint thinner for the workshop.
او برای کارگاه، تینرِ رنگِ بیبو انتخاب کرد.
نکتهٔ کاربردی
odorless املای آمریکایی و odourless املای بریتانیایی است؛ این واژه اغلب روی برچسبها و در اطلاعات ایمنی دیده میشود.
ترکیبهای رایج
— گازی که بوی قابل تشخیص ندارد
