دور شدن از یک سطح، موقعیت یا وسیلهٔ نقلیه.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
از رویِ
Deutsch
von
Հայերեն
վրայից
vraic
مثالهای طبیعی
He fell off his bike.
او از روی دوچرخهاش افتاد.
Take your shoes off the bed.
کفشهایت را از روی تخت بردار.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ɒf/آمریکایی: /ɔːf/
این واژه یک هجا دارد و همان هجا دارای تکیه است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
از رویِ
Deutsch
von
Հայերեն
վրայից
vraic
He fell off his bike.
او از روی دوچرخهاش افتاد.
Take your shoes off the bed.
کفشهایت را از روی تخت بردار.
We got off the bus at school.
ما جلوی مدرسه از اتوبوس پیاده شدیم.
از off وقتی استفاده میشود که شخص یا چیزی از قرار داشتن روی یک سطح، در یک موقعیت یا در یک وسیلهٔ نقلیه به حالت دور از آن حرکت کند.
We got from the bus at school.
We got off the bus at school.
هنگام بیان پیاده شدن از اتوبوس یا وسیلهٔ نقلیهٔ مشابه، همراه get از off استفاده میشود.
وقتی شخص یا چیزی از یک سطح، موقعیت یا وسیلهٔ نقلیه دور میشود، از off پیش از یک عبارت اسمی استفاده میکنیم. برای مثال، میتوان fall off a bike یا get off a bus گفت.
کدام جمله off را بهدرستی بهکار برده است؟