معنی ۱neutral · 95%
از کسی پرسیدن آیا چیزی میخواهد یا پیشنهاد دادن که کاری برای او انجام دهی.
مثالهای طبیعی
She offered me some tea.
او مقداری چای به من تعارف کرد.
He offered to carry my bag.
او پیشنهاد داد کیفم را حمل کند.
They offered us a discount.
آنها به ما تخفیف پیشنهاد دادند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی آمادهای چیزی به کسی بدهی یا کاری برای او انجام دهی، از offer استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— پیشنهاد کمک دادن

