معنی ۱neutral · 90%
اتاق یا مکانی که افراد در آن کار میکنند، معمولاً پشت میزها
مثالهای طبیعی
My mother works in an office near the station.
مادرم در یک دفتر نزدیک ایستگاه کار میکند.
The office closes at five every day.
دفتر هر روز ساعت پنج بسته میشود.
There are twenty people in our office.
بیست نفر در دفتر ما هستند.
نکتهٔ کاربردی
Office معمولاً به محل کاری اشاره دارد که افراد در آن کارهای اداری یا کارهای پشتمیز انجام میدهند.
ترکیبهای رایج
— ساختمانی که شامل دفترهای کاری است

