معنی ۱neutral · 85%
بهصورت رسمی و با تأیید یا اعلام مرجع مسئول
مثالهای طبیعی
The university officially confirmed the exam dates.
دانشگاه تاریخ امتحانها را رسماً تأیید کرد.
She was officially declared the winner.
او رسماً برنده اعلام شد.
The shop is officially open for business.
مغازه رسماً شروع به کار کرده است.
نکتهٔ کاربردی
Officially بر تأیید رسمی تأکید میکند، نه شایعه یا نظر شخصی.
ترکیبهای رایج
— اعلامشده به اطلاع عموم از سوی مقام مجاز
