معنی ۱neutral · 90%
فرزند یک انسان یا بچهٔ یک حیوان، بهویژه در بافتهای رسمی یا علمی
مثالهای طبیعی
Each offspring inherited a different combination of genes.
هر فرزند ترکیب متفاوتی از ژنها را به ارث برد.
The pair produced three offspring last season.
این جفت در فصل گذشته سه فرزند به دنیا آوردند.
She was the only offspring of two musicians.
او تنها فرزند دو موسیقیدان بود.
نکتهٔ کاربردی
`Offspring` از `child` رسمیتر است و برای حیوانات، ژنتیک و تبارشناسی بسیار رایج است.
