معنی ۱neutral · 90%
دفعات زیاد یا بهطور منظم.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
اغلب
Deutsch
oft
Հայերեն
հաճախ
hajakh
مثالهای طبیعی
I often walk to work.
من اغلب پیاده به محل کار میروم.
She is often tired after work.
او اغلب بعد از کار خسته است.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈɒfən/آمریکایی: /ˈɔːfən/
تکیه روی هجای اول است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
اغلب
Deutsch
oft
Հայերեն
հաճախ
hajakh
I often walk to work.
من اغلب پیاده به محل کار میروم.
She is often tired after work.
او اغلب بعد از کار خسته است.
How often do you visit them?
هر چند وقت یکبار به دیدن آنها میروی؟
often معمولاً پیش از فعل اصلی و بعد از be میآید. همچنین میتواند در ابتدای جمله یا پایان جمله قرار بگیرد.
She often is late.
She is often late.
با be، معمولاً often بعد از فعل قرار میگیرد.
often را پیش از بیشتر فعلهای اصلی قرار بده: I often cook. بعد از be میآید: He is often busy. برای پرسیدن دربارهٔ بسامد از how often استفاده کن.
Which sentence has often in the usual position?