شبیه غولی افسانهای از نظر ترسناکی، زشتی یا سنگدلی.
مثالهای طبیعی
The actor gave the villain an ogreish laugh.
بازیگر خندهای هولناک و غولمانند به شخصیت شرور داد.
The giant looked particularly ogreish in the final drawing.
غول در تصویر نهایی بهطرز ویژهای ترسناک و دیوصفت به نظر میرسید.
His ogreish behavior frightened everyone in the story.
رفتار دیوصفتانهٔ او همهٔ شخصیتهای داستان را ترساند.
نکتهٔ کاربردی
صفتی نادر و ادبی یا شوخیآمیز است و معمولاً در توصیف اشخاص بار انتقادی دارد.
