معنی ۱informal · 85%
بهگونهای که بهاندازهٔ کافی خوب باشد یا مشکل جدی نداشته باشد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
خوب
Deutsch
okay
Հայերեն
նորմալ
normal
مثالهای طبیعی
The printer works ok now.
چاپگر الان خوب کار میکند.
The interview went ok for me.
مصاحبه برای من قابلقبول پیش رفت.
