معنی ۱informal · 86%
تا حدی پیر یا قدیمی بودن، بیآنکه لزوماً خیلی کهنه یا سالخورده باشد.
مثالهای طبیعی
The sofa looked oldish but still comfortable.
مبل کمی قدیمی به نظر میرسید، اما هنوز راحت بود.
An oldish man waited near the entrance.
مردی نسبتاً مسن نزدیک ورودی منتظر بود.
This model is oldish, though it works perfectly.
این مدل کمی قدیمی است، هرچند کاملاً درست کار میکند.
نکتهٔ کاربردی
پسوند -ish توصیف سن و قدمت را تقریبی و غیررسمی میکند؛ این صفت گروه سنی دقیقی را مشخص نمیکند.
