معنی ۱neutral · 90%
رخداد یا نشانهای که مردم باور دارند از اتفاقی در آینده خبر میدهد.
مثالهای طبیعی
They saw the sudden storm as a bad omen.
آنها طوفان ناگهانی را به فال بد گرفتند.
A clear sky felt like a good omen.
آسمان صاف به نظرشان نشانهٔ خوبی بود.
For her, the dream was an omen of change.
از نظر او، آن خواب نشانهٔ تغییری در آینده بود.
نکتهٔ کاربردی
omen نشانهای است که به آینده تعبیر میشود؛ این تعبیر لزوماً پیشبینی درستی نیست.
ترکیبهای رایج
— نشانهای که گمان میرود از دردسر خبر بدهد
