معنی ۱neutral · 86%
اطلاعات یا موردی که از یک سند، گفته یا فهرست جا افتاده یا حذف شده است.
مثالهای طبیعی
The missing date was a serious omission.
نبودِ تاریخ، موردی مهم از قلمافتاده بود.
She corrected two omissions on her application.
او دو موردِ جاافتاده را در فرم درخواستش اصلاح کرد.
An omission in the minutes caused confusion later.
جاافتادن موردی در صورتجلسه بعدها باعث سردرگمی شد.
نکتهٔ کاربردی
omission برای یک موردِ جاافتاده معمولاً قابلشمارش است؛ برای خودِ عمل حذف نیز میتواند غیرقابلشمارش باشد.
