معنی ۱neutral · 90%
بهمحض اینکه یا پس از اینکه چیزی اتفاق افتاده است
مثالهای طبیعی
Once we finish, we can go home.
بهمحض اینکه کارمان تمام شود، میتوانیم به خانه برویم.
Call me once you arrive.
بهمحض اینکه رسیدی، با من تماس بگیر.
Once the water boils, add the pasta.
بهمحض اینکه آب جوش آمد، پاستا را اضافه کن.
نکتهٔ کاربردی
`Once` رویدادی را معرفی میکند که باید پیش از عمل بعدی رخ دهد.
