معنی ۱neutral · 85%
یک شخص یا چیز واحد که جای اسمی میآید که قبلاً ذکر شده است
مثالهای طبیعی
I like the red one.
آن قرمزه را دوست دارم.
This phone is better than that one.
این گوشی از آن یکی بهتر است.
Can I have one?
میتوانم یکی داشته باشم؟
نکتهٔ کاربردی
one در نقش ضمیر جای یک اسم مفردِ قابلشمارش را میگیرد. نمیتوان از آن برای جایگزینی اسمهای غیرقابلشمارش استفاده کرد.
