معنی ۱neutral · 90%
عدد ۱؛ تعداد دقیقاً یک نفر یا یک چیز.
مثالهای طبیعی
I need one ticket.
من یک بلیت لازم دارم.
The class starts at one.
کلاس ساعت یک شروع میشود.
One of the windows is open.
یکی از پنجرهها باز است.
نکتهٔ کاربردی
بعد از one از اسم قابلشمارش مفرد استفاده میشود؛ مانند one book، one day و one person.
