نگذاشتن نور از ماده عبور کند، طوری که نتوان اجسام پشت آن را دید.
مثالهای طبیعی
The bathroom window uses opaque glass.
پنجرهٔ حمام شیشهٔ مات دارد.
An opaque curtain covered the stage entrance.
پردهای مات ورودی صحنه را پوشانده بود.
The container became opaque after years in sunlight.
ظرف پس از سالها قرار گرفتن در نور خورشید کدر شد.
نکتهٔ کاربردی
opaque به معنای غیرشفاف بودن است، نه لزوماً تیره بودن؛ سطح سفیدِ مات هم میتواند نور زیادی بازتاب دهد.
