چیزی را از حالت بسته خارج کردن تا بتوان وارد آن شد، داخلش را دید یا از آن استفاده کرد.
مثالهای طبیعی
Please open the door.
لطفاً در را باز کن.
She opened her book.
او کتابش را باز کرد.
He opened the box.
او جعبه را باز کرد.
نکتهٔ کاربردی
از open برای چیزهایی استفاده میکنیم که میتوانند بسته باشند، مانند درها، پنجرهها، کتابها، جعبهها و کیفها. معمولاً بعد از open نام چیزی میآید که باز میشود.

