چیزی را از حالت بسته خارج کردن تا بتوان وارد آن شد، داخلش را دید یا از آن استفاده کرد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
باز کردن
Deutsch
öffnen
Հայերեն
բացել
batsel
مثالهای طبیعی
Please open the door.
لطفاً در را باز کن.
She opened her book.
او کتابش را باز کرد.
