معنی ۱neutral · 90%
نوعی تئاتر که داستان آن عمدتاً با آواز و همراهی موسیقی اجرا میشود
مثالهای طبیعی
She has loved opera since university.
او از دوران دانشگاه عاشق اپرا بوده است.
We watched an opera at the city theatre.
ما در تئاتر شهر یک اپرا تماشا کردیم.
The festival presents three operas this season.
جشنواره در این فصل سه اپرا اجرا میکند.
نکتهٔ کاربردی
برای هنر اپرا از `opera` بدون حرف تعریف استفاده میشود و برای یک اثر مشخص از `a/an` استفاده میشود.

