کار کردن دستگاه؛ اداره کردن.
مثالهای طبیعی
Only trained staff may operate this machine.
فقط کارکنان آموزشدیده اجازه دارند با این دستگاه کار کنند.
The hospital operates twenty-four hours a day.
بیمارستان شبانهروزی فعالیت میکند.
The company operates in five countries.
این شرکت در پنج کشور فعالیت دارد.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «operate a machine»، «operate» در معنای «کار کردن دستگاه» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
