بیانکردن نظر، بهویژه در بحث یا نوشتهای رسمی.
مثالهای طبیعی
The columnist opined that taxes would remain unchanged.
ستوننویس اظهار نظر کرد که مالیاتها بدون تغییر خواهند ماند.
Officials declined to opine on the cause of the incident.
مقامها از اظهارنظر دربارهٔ علت حادثه خودداری کردند.
Experts were opining about the proposal throughout lunch.
کارشناسان در تمام مدت ناهار دربارهٔ این پیشنهاد نظر میدادند.
نکتهٔ کاربردی
رسمی و گاهی اندکی کنایهآمیز است؛ در مکالمهٔ روزمره معمولاً say یا think طبیعیتر است.
