دارای قابلیت حرکت بهسوی انگشت یا انگشتان دیگر در جهت مقابل، برای گرفتن اشیا.
مثالهای طبیعی
An opposable thumb helps us pick up small objects.
شستِ مقابلشونده به ما کمک میکند اشیای کوچک را برداریم.
Certain animals have opposable toes for grasping branches.
برخی جانوران انگشتان پای مقابلشونده دارند تا شاخهها را بگیرند.
The prototype uses an opposable digit to hold tools.
این نمونهٔ اولیه از انگشتی مقابلشونده برای نگهداشتن ابزار استفاده میکند.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در کالبدشناسی، زیستشناسی و گفتوگوهای عمومی دربارهٔ مهارت دست شناخته شده است.
