کاملاً متفاوت از چیز دیگری از نظر معنی، جهت یا موقعیت.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
مخالف
Deutsch
entgegengesetzt
Հայերեն
հակառակ
hakarrak
مثالهای طبیعی
The opposite direction is over there.
جهت مخالف آنجاست.
They have opposite opinions.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈɒpəzɪt/آمریکایی: /ˈɑːpəzɪt/
تکیه روی بخش اول واژه است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
مخالف
Deutsch
entgegengesetzt
Հայերեն
հակառակ
hakarrak
The opposite direction is over there.
جهت مخالف آنجاست.
They have opposite opinions.
آنها نظرات مخالفی دارند.
They walked in opposite directions.
آنها در جهتهای مخالف راه رفتند.
opposite برای دو چیز استفاده میشود که کاملاً متفاوت هستند یا در جهتهای متفاوت قرار دارند. این واژه اغلب قبل از اسم و همراه با the میآید.
My answer is opposite from yours.
My answer is opposite to yours.
برای نشان دادن تضاد مستقیم، opposite معمولاً با to استفاده میشود.
از opposite زمانی استفاده کنید که دو چیز کاملاً متفاوت هستند یا در جهتهای مخالف قرار دارند. این واژه یک تضاد روشن بین دو طرف را نشان میدهد.
جملهای را انتخاب کنید که در آن opposite یک تضاد مستقیم را نشان میدهد.