مستقیماً روبهروی شخص یا چیزی، معمولاً در حالتی که رو به آن قرار دارد.
مثالهای طبیعی
The bank is opposite the station.
بانک روبروی ایستگاه است.
Maria sat opposite me at lunch.
ماریا هنگام ناهار روبروی من نشست.
There is a café opposite our hotel.
روبروی هتل ما یک کافه هست.
نکتهٔ کاربردی
وقتی دو شخص یا دو مکان مستقیماً روبهروی یکدیگر قرار دارند، از opposite استفاده میشود.
