مستقیماً روبهروی شخص یا چیزی، معمولاً در حالتی که رو به آن قرار دارد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
روبرویِ
Deutsch
gegenüber
Հայերեն
դիմաց
dimac
مثالهای طبیعی
The bank is opposite the station.
بانک روبروی ایستگاه است.
Maria sat opposite me at lunch.
