معنی ۱neutral · 80%
متخصصی که عینک و عدسی میسازد یا میفروشد و آن را متناسب با فرد تنظیم میکند.
مثالهای طبیعی
The optician adjusted my new glasses.
عینکساز عینک تازهٔ مرا تنظیم کرد.
She visited an optician for replacement lenses.
او برای تعویض عدسی به عینکسازی مراجعه کرد.
Local opticians offer frame repairs.
عینکسازان محلی خدمات تعمیر قاب ارائه میکنند.
نکتهٔ کاربردی
optician بیشتر به ساخت و تنظیم عینک میپردازد، درحالیکه optometrist معمولاً بینایی را معاینه میکند.
