گرایش به انتظار داشتن نتایج مثبت، حتی در شرایط نامطمئن
مثالهای طبیعی
Investor optimism increased after the revised forecast.
خوشبینی سرمایهگذاران پس از انتشار پیشبینی اصلاحشده افزایش یافت.
She expressed optimism about finishing the project early.
او نسبت به تمام کردن زودترِ پروژه ابراز خوشبینی کرد.
There is growing optimism that negotiations will succeed.
خوشبینی فزایندهای وجود دارد که مذاکرات موفق خواهد شد.
نکتهٔ کاربردی
`Optimism` اغلب با واژههایی مانند `cautious`، `renewed` یا `growing` توصیف میشود.
