رازآلود و مقتدرانه، چنانکه گویی گوینده دانشی ویژه دارد.
مثالهای طبیعی
The consultant offered an oracular reply instead of clear guidance.
مشاور بهجای راهنمایی روشن، پاسخی رازآلود و حکیممآبانه داد.
His remarks sounded oracular to the audience.
گفتههای او برای حاضران لحنی پیشگویانه و رازآلود داشت.
An oracular warning closes the final chapter.
فصل پایانی با هشداری اسرارآمیز و پیشگویانه تمام میشود.
نکتهٔ کاربردی
رسمی یا ادبی است و اغلب برای توصیف توصیههای مبهم یا ادعاهای پرطمطراقِ خردمندی به کار میرود.
