کسی را با مراسم رسمی به مقام کشیش یا دیگر مسئولیتهای مذهبی منصوب کردن.
مثالهای طبیعی
The bishop ordained three new priests on Sunday.
اسقف روز یکشنبه سه کشیش تازه را طی مراسمی منصوب کرد.
She was ordained as a minister last year.
او سال گذشته به مقام خادم مذهبی منصوب شد.
Tomorrow, the church will ordain its first female deacon.
کلیسا فردا نخستین شماس زن خود را به این مقام منصوب خواهد کرد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی دربارهٔ فردی صحبت میکنیم که به خدمت مذهبی وارد میشود، ساخت مجهول be ordained بسیار رایج است.
