معنی ۱neutral · 95%
عادی و نه خاص یا غیرمعمول
مثالهای طبیعی
It was an ordinary day at work.
یک روز کاری معمولی بود.
The restaurant looked ordinary from outside.
رستوران از بیرون معمولی به نظر میرسید.
This design seems more ordinary than the first.
این طراحی از طراحی اول معمولیتر به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
ordinary افراد، چیزها یا موقعیتهایی را توصیف میکند که عادی و نه خاص یا غیرمعمول هستند.
ترکیبهای رایج
— افراد معمولی بدون قدرت ویژه یا جایگاه غیرعادی

