بخشی درون بدن که وظیفهٔ مشخصی انجام میدهد.
مثالهای طبیعی
The heart is a vital organ.
قلب یکی از اعضای حیاتی بدن است.
Several organs work together to digest food.
چند عضو بدن برای هضم غذا با هم کار میکنند.
The scan showed that the organ was healthy.
اسکن نشان داد آن عضو سالم است.
نکتهٔ کاربردی
قلب و کبد نمونههایی از اعضای بدن هستند؛ هر عضو از بافتهایی تشکیل شده که با هم کار میکنند.
