معنی ۱neutral · 95%
گروهی از افراد که برای یک هدف مشخص با هم کار میکنند
مثالهای طبیعی
She works for an international aid organization.
او برای یک سازمان بینالمللی امدادرسانی کار میکند.
The organization employs more than two hundred people.
این سازمان بیش از دویست نفر را استخدام کرده است.
Several local organizations supported the event.
چند سازمان محلی از این رویداد حمایت کردند.
نکتهٔ کاربردی
organization گروهی ساختاریافته با یک هدف یا فعالیت مشترک است.

