جهتی که چیزی در آن قرار گرفته یا رو به آن است
مثالهای طبیعی
The building's orientation maximizes natural light.
جهتگیری ساختمان استفاده از نور طبیعی را به حداکثر میرساند.
Change the screen orientation before presenting the chart.
پیش از ارائهٔ نمودار، جهت نمایش صفحه را تغییر دهید.
The panels can be installed in several orientations.
پنلها را میتوان در چند جهتگیری نصب کرد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی به جهت یا آرایش فیزیکی مربوط میشود.
