مربوط به مطالعه و مشاهدهٔ علمی پرندگان.
مثالهای طبیعی
The museum opened an ornithological exhibition featuring local birds.
موزه نمایشگاهی پرندهشناختی با موضوع پرندگان بومی افتتاح کرد.
Their ornithological survey tracks changes in nesting habits.
پیمایش پرندهشناختی آنها تغییرات عادتهای لانهسازی را پیگیری میکند.
She recommended an ornithological guide to the coastal species.
او راهنمایی پرندهشناختی دربارهٔ گونههای ساحلی توصیه کرد.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی تخصصی است، اما در پرندهنگری، موزهها و نوشتههای طبیعت نیز دیده میشود.
