پیروی کردن از روشها، باورها یا شیوههای سنتی و عموماً پذیرفتهشده.
مثالهای طبیعی
The clinic follows orthodox treatment guidelines.
درمانگاه از دستورالعملهای درمانی رایج پیروی میکند.
Her proposal was more orthodox than we expected.
پیشنهاد او سنتیتر از چیزی بود که انتظار داشتیم.
These methods remain fairly orthodox in local schools.
این روشها هنوز در مدارس محلی نسبتاً مرسوماند.
نکتهٔ کاربردی
برای این معنا نیازی به زمینهٔ مذهبی نیست. unorthodox به معنای فاصله گرفتن از شیوههای پذیرفتهشده است.
