چیزی که بهعنوانِ دلیل یا حقیقتِ واقعی اعلام میشود، درحالیکه ممکن است واقعیت چیزِ دیگری باشد.
مثالهای طبیعی
The ostensible reason for closure was rising maintenance costs.
دلیلِ اعلامشده برایِ تعطیلی، افزایشِ هزینههایِ نگهداری بود.
Their ostensible aim was reform; insiders wanted greater control.
هدفِ ظاهریِ آنها اصلاحات بود؛ اما افرادِ مطلع خواهانِ کنترلِ بیشتر بودند.
She arrived on the ostensible pretext of discussing the garden.
او ظاهراً به بهانهٔ گفتوگو دربارهٔ باغ آمده بود.
نکتهٔ کاربردی
برخلافِ obvious، واژهٔ ostensible غالباً نسبت به توضیحِ ارائهشده تردید نشان میدهد.
