بهنمایشگذاشتنِ عمدی و افراطیِ ثروت، مقام یا دارایی برایِ تحتِ تأثیر قراردادنِ دیگران.
مثالهای طبیعی
The wedding’s ostentation drew criticism during the recession.
خودنماییِ تجملاتیِ مراسمِ عروسی در دورانِ رکودِ اقتصادی انتقاد برانگیخت.
The mansion valued ostentation over comfort and practicality.
در طراحیِ آن عمارت، خودنماییِ پرزرقوبرق را بر آسایش و کارآمدی ترجیح داده بودند.
She donated the entire prize without ostentation.
او تمامِ مبلغِ جایزه را بیهیچ خودنماییای اهدا کرد.
نکتهٔ کاربردی
به نمایشدادنِ آگاهانه برایِ جلبِ توجه اشاره میکند؛ ولخرجی بهتنهایی همیشه ostentation نیست.
