معنی ۱neutral · 82%
شخص یا چیز دیگری که با موردی که قبلاً ذکر شده متفاوت است
مثالهای طبیعی
I like this one, not the other.
این یکی را دوست دارم، نه آن یکی را.
One is my brother, and the other is my friend.
یکی برادر من است و آن یکی دوست من است.
Where is the other?
آن یکی کجاست؟
نکتهٔ کاربردی
other در نقش ضمیر اغلب با the به صورت the other بهکار میرود. در این حالت جای اسمی را میگیرد که از بافت مشخص است.
