معنی ۱neutral · 90%
بخشی از سنگ بستر که در سطح زمین نمایان شده است.
مثالهای طبیعی
A limestone outcrop marks the edge of the valley.
برونزدِ سنگ آهک، لبهٔ دره را مشخص میکند.
Walkers rested beside the dark outcrop above the path.
پیادهروها کنار برونزد سنگی تیرهای در بالای مسیر استراحت کردند.
The coast has several rocky outcrops worth photographing.
در امتداد ساحل چندین برونزد سنگی هست که ارزش عکاسی دارند.
نکتهٔ کاربردی
در توصیف چشماندازها و متون مقدماتی زمینشناسی رایج است.
